پرویز پرستویی ، در برنامه "دوقدم مانده به صبح" از جزئیات مراسم خاکسپاری شکیبایی میگوید
فردا؛ ساعت 9 صبح، مقابل تالار وحدت
 |
سینمای ما - «پرویز پرستویی» امشب در برنامه «دو قدم مانده به صبح» از «خسرو شکیبایی» و چگونگی برپایی مراسم بزرگداشت او صحبت میکند. «امین تارخ» سخنگوی هیأت مدیره خانه سینما گفت: اولین جلسه ستاد برپایی مراسم تشییع پیکر «خسرو شکیبایی» به سرپرستی «پرویز پرستویی» تشکیل شد و در این جلسه، در مورد کلیات این مراسم بحث و بررسی انجام گرفت. وی افزود: در برنامه فردا که رأس ساعت 9 صبح در مقابل تالار وحدت برگزار میشود، چند تن از شخصیتهای سینمایی که همکاریهای بیشتری با «خسرو شکیبایی» داشتهاند، سخنرانی خواهند کرد و پس از آن، مردم، هنرمندان و کلیه حاضران در مراسم به بهشت زهرا(س) انتقال خواهند یافت تا مراسم خاکسپاری ایشان در قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) انجام شود. تارخ گفت: امشب قرار شده تا «پرویز پرستویی» در برنامه «دو قدم مانده به صبح»، جزئیات کامل برنامههای تشییع و بزرگداشت مرحوم «شکیبایی» را اعلام کند.
منبع خبر : فارس |
+ نوشته شده در یکشنبه 30 تیر1387ساعت 8:50 قبل از ظهر  توسط ***@H@mid Rez***
|
گزارش یک گشت و گذار جوانانه "در شهر بیخسرو" ؛ از صبح تا شب، از این بیمارستان تا آن
سینمای ما - ایمان بیاتفر :
"پنج شنبه 27 تیر، ساعت 12 شب"
اون لحظه خیلی خوشحال بودم، به امیر قادری اس ام اس زدم:
رفقای قدیمی دلِ ما پیرمردها رو بدست آوردن [تو حال و هوای اساتید موسیقی که آلبوم دادن و تو این هفته بدستم رسید... از Ritchie Blackmore بگیر تا Def Leppard حالا Judas Priest به کنار حتی یادمه به داداشم هم گفتم زنده یاد کِرت هم خوشحالمون کرد، یه آلبوم جدید ازش بدستم رسیده در حدِ اجراهای استودیویی و ...] خلاصه که حال خوبی داشتم... .
"همون ساعت همون لحظه سعادت آباد، میدان کاج خیابان سرو شرقی بیمارستانِ پارسیان..."
یه ماشین با سرعت زیاد جلوی بیمارستان پارسیان توقف می کنه...
خسرو شکیبایی که حال خوبی نداره رو به بیمارستان منتقل می کنن...
ظاهراً کبد استاد عفونت شدید کرده...
...
هیچ کس از این موضوع خبر نداره، همه یا تو گیر و دار سفر هستن یا تعطیلات آخر هفته... شاید هم تو این بی برقی و....
چیزی که هست همه مون بی خبریم.
"جمعه 28 تیر، تقریباً ساعت 9"
تازه از خواب بیدار شدم... یکی دو ساعتی بیشتر نخوابیده بودم، تا خود صبح در گیر موسیقی و....
هنوز نمی دونستیم که یه مَرد، گوشه ای از این شهرِ شلوغِ پر دودِ روزِش تاریک، تو فاصله چند ساعت پیش داشته با مرگ دست و پنجه نرم می کرده...
به خودم می آم و می بینم یه جمله سؤالی رو یکی از بچه ها بِهم اس ام اس کرده:
- ایمان خسرو شکیبایی مُرد؟ امروز صبح؟
داداشم داشت کانال 6 اخبار گوش می داد، گفتم فک کنم خسرو شکیبایی هم رفت... گفت بی خیال، تلویزیون خبری نیست...
امیر قادری در دسترس نیست... گفته بود بهام داره میره سفر و احتمالاَ تو راه و... امیر پوریا رو می گیرم، می گم:
-خسرو مُرد؟
بِهام می گه:
-آره مُرد... خاطره گویی بی همتا مُرد...
...
دیوونه شدم، دیگه خوب نبودم، اصلاً...
یاد "حمید هامون" می آد جلو چشم...
فیلم "خط قرمز" که یادمه یه سال با چه مکافاتی گیرِش آوردم و کادوی تولد دادم به داداشم هنوز رو کمد بود و چشم بهِش افتاد...
تلویزیون خبری نبود،
به هرکسی که تونِستم خبر دادم، مطمئن بودم تلویزیون هنوز خواب بود... اونا هیچ وقت اسطوره هاشون رو سرِ موقع دوست نداشتن....
موج اس ام اس و زنگ سرازیر شد....
یاد موقعی اُفتادم که "فرهاد" مُرد سال 81، تو یه تابستون داغ ... یا "سید بَرِت" –کسی که عاشق اش بودم- یا خیلی آدم های دیگه...
می دویدم تو خیابون و تا خودِ شب فقط راه می رفتم و فرداش تمام روزنامه ها رو از دکه سر کوچه می خریدم ...
"جمعه 28 تیر، ساعت 10"
به داداشم می گم پاشو بریم، دست و پا شکسته فهمیده بودم بیمارستان پارس یا پارسیان استاد رو برده بودن...
بیمارستان پارس، تو بلوار کشاورز بود...
-مامانم میگه کجا ؟
داداشم بهِش یه چیزایی میگه...
با احسان سوار یه اتوبوس می شیم، خیابون ولیعصر رو تو خطِ ویژه صاف می ریم بالا تا خودِ میدون ولیعصر...
بدو بدو می ریم طرفِ بیمارستان پارس...
"جمعه 28 تیر، ساعت حدوداً 10:30"
جلویِ بیمارستان پارس هستیم، خبری نیست، پرنده پر نمی زنه ...
خدا، یعنی می شه شایعه باشه؟
جلو می رم و از خدماتیِ بیمارستان [که خوِدش و لباس هاش پوسیده بودن و داشت سیگار می کشید و خسته بود] می پُرسم، یه بازیگر... خسرو شکیبایی رو نیاوردن اینجا؟
میگه:
-نه؛ نه آقا کسی رو نیاوردن اینجا.
گفتم همین یه ساختمونه این جا... گفت:
-آره، آقا خودم مسئولِ سرد خونه ام ... اگه کسی رو آورده بودن ما می فهمیدیم ... همین دیروز داداشِ ... رو آورده بودن این جا ... نه اگه کسی بیاد می پیچیه...
اومدم تو خودِ بلوار یکم فکر کردم... یعنی می تونِست هنوز یه شایعه باشه؟ یه دفعه بیمارستان پارسیان مثه بمب تو سَرم صدا کرد ...
...
یه ماشین گرفتیم و رفتیم سمت سعادت آباد... به احسان گفتم یه رفیق اونجا داشتی آمار بیمارستان رو بگیر و ...
پل مدیریت پیاده شدیم، آرمان دوستِ احسان منتظرِ ما بود سریع سوار شدیم و جَنگی میدونِ کاج و سروشرقی و بیمارستان ...
ِ "جمعه 28 تیر، ساعت 11 نشده بود"
اون جا هم خلوت بود، اصلاً کسی نبود ... "خشایار اعتمادی" داشت از پله ها پایین می رفت.
دیگه شکی نداشتم، با بچه ها رفتیم تو و قسمتِ پذیرش [جای شیکی بود همه کِراوات زده و اتو کشیده، درست عکسِ چیزی که تو بیمارستان پارس دیدم، معلوم بود اولین آدم های عادی بودیم که اومدیم خبر بگیریم، تو گوشِ هم پچ پچ می کردن...] می پرسم:
-خسرو شکیبایی رو اینجا آوردن ؟ مُرده ؟
خیلی آروم گفت :
بله، ایشون مرحوم شدند، دیشب ساعت 12 [همون موقعی که هیچکس خبر نداشت، مطمئن تر از همه اونایی که میدونم چند ساعت بعد اطلاعیه هاشون تلویزیون رو پُر می کنه...] آوردنشون... عفونت شدیدِ کبد داشتن... ساعتِ 7 صبح فوت شدن ...
[...]
اومدن بیرون، جلوم ساختمونِ بیمارستان بود... تمامِ نگاهم به اون بود...
خسرو، دیگه پیشِ ما نبود،
یادِ، مصاحبه شب یلدای سالِ پیش تو کانال یک افتادم که خیلی شکسته شده بود و مریض ... اما شیرین...
اختتامیه فجر 86 جلوی چشام میاد... اونجا بودم...
خسرو کنارِ دیوار وایساده بود تا خلوت بشه و بِره، سیگار می کشید ....
بچه هاش اومدن دنبالش، مردم بهِش می گفتن :
-خسرو حقِ ات رو خوردن ... حقِ تو بود....
استاد قبل از اینکه سوار بِشه، آروم و با اون لحن و صدای زیبای خودِش گفت :
- تا رادان هست که کسی به ما سیمرغ نمی ده...
....
"جمعه 28 تیر، دیگه گذشتِ زمان اهمیت نداره... "
تو اتوبان هستیم و آرمان برام یه شاهکار از جیم موریسون رو می ذاره که عاشق اش ام ...
انگار قرار نیست یاد بگیریم، و همیشه فراموش می کنیم...
یادِ این می افتم که خسرو هم چه مظلوم رفت...
باز می گم دمِ ما و خشایار اعتمادی گرم...
اومدم خونه، خسته ام ... کامپیوتر رو روشن می کنم و "مصاحبه ناصر تقوایی با شاملو" رو باز می کنم و این تیکه اش رو برای چندمین بار :
[...
خندید و آن چنان که تو گفتی من نیستم مخاطبِ او
گفت : می دانم... این جور وقت هاست که مرگ ذِلّه، در نهایتِ نفرت از پوچیِ وظیفه شرم آورش، ملال احساس می کند
...]
مادرم شعرِ فروغ رو برام می خونه :
[...
دیگر تمام شد...
همیشه پیش از آنکه فکر کنی اتفاق می افتد...
باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم
...]
زدم بیرون و "THE SEVERED GARDEN" شاهکارِ جیم موریسون تو گوشم ...
من بودم و خیابون و یادِ خسرو شکیبایی ... .
سینمای ما ( ایمان بیاتفر )
منبع خبر : سینمای ما
+ نوشته شده در یکشنبه 30 تیر1387ساعت 7:47 قبل از ظهر  توسط ***@H@mid Rez***
|
توضیحات رییس بیمارستان پارسیان درباره بیماری خسرو شکیبایی

رییس بیمارستان پارسیان گفت: خسرو شکیبایی پنجشنبه شب در حالت نیمه کما به بیمارستان منتقل شد.
دکتر محمدرضا نوروزی توضیح داد: این هنرمند دچار بیماری مزمن نارسایی کبد بود که این بیماری از مدتی قبل شروع شده بود و عملکرد کبد را دچار اختلال کرده بود که سرطان کبد را هم به دنبال داشت.
وی ادامه داد: ایشان صبح پنجشنبه دچار اختلال هوشیاری میشوند و شب به حالت نیمهکما به بیمارستان منتقل شدند و به سرعت با بستری در بخش آی.سی.یو اقدامات ویژه انجام شد، اما متاسفانه بهدلیل اختلافات متابولیستی ، نارسایی کبدی و پیشرفت سرطان؛ صبح جمعه با ایست قلبی دار فانی را وداع گفتند.
نوروزی خطاب به هنرمندان توصیه کرد: مشغلهی کاری باعث نشود از سلامتی غافل شوند و در طول سال چکابهای لازم را داشته باشند و سلامتی را موضوع مهمی بدانند.
او در عین حال به ایسنا گفت: اگر خسرو شکیبایی هم زودتر به پزشک مراجعه میکرد، کمک بیشتری اتفاق میافتد.
وی با بیان اینکه در بیمارستان پارسیان از هنرمندان برجسته هزینهای دریافت نمیشود، ادامه داد: این قاعدهای است که ما دررابطه با هنرمندان سرشناس داریم و میتوانند از امکانات ما بهطور رایگان بهرهمند شوند و امیدواریم بتوانیم شرایط لازم را برای سلامتیشان آنها فراهم کنیم.
+ نوشته شده در یکشنبه 30 تیر1387ساعت 7:45 قبل از ظهر  توسط ***@H@mid Rez***
|
پایان آشفتگیهای «حمید هامون» ؛
خسرو شکیبایی امروز در سن 64 سالگی درگذشت
خسرو شکیبایی، بازیگر سرشناس سینما، تئاتر و تلویزیون ایران،ساعت ۹ صبح امروز جمعه 28 تیرماه به علت ایست قلبی دار فانی را وداع گفت.
شکیبایی صبح امروز در سن 64 سالگی به علت ایست قلبی در بیمارستان پارسیان تهران درگذشت. وی از مدتی پیش به دلیل ابتلا به بیماری مزمن دیابت در وضعیت جسمی مساعدی به سر نمیبرد. انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران در دومین جشن خود از مرحوم شکیبایی به عنوان یکی از بازیگران برتر 30 سال اخیر تجلیل کرد.
سینمای ما ضایعه فقدان خسرو شکیبایی را به بازماندگان آن مرحوم، بازیگران و هنرمندان سینما، تئاتر و تلویزیون ایران و تمام دوستداران هنر وی تسلیت میگوید.
«خسرو شكيبايي» در سال 1323 در تهران به دنيا آمد و تحصيلاتش را در رشته بازيگري در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران به پايان برد. او تا پيش از انقلاب فقط در عرصه تئاتر فعاليت داشت و فعاليت حرفه اي در عرصه سينما را با بازي در فيلم «خط قرمز» (1361، كيميايي) آغاز كرد. اما سرآغاز دوره ي تازه فعاليت بازيگري شكيبايي را بايد فيلم «هامون» (1369، مهرجويي) دانست. او به خاطر بازي در اين فيلم سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول را در هشتمين جشنواره فيلم فجر به دست آورد. او همچنين براي بازي در فيلم «كيميا» (1374، درويش) بار ديگر برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول از سيزدهمين جشنواره فيلم فجر شد. شكيبايي بازي در بيش از بيست و سه فيلم سينمايي و نيز مجموعههاي تلويزيوني متعددي چون «خانه سبز»، «سرزمين سبز» و... را در كارنامه خود دارد.
«خسرو شكيبايي» اخيرا در دومين جشن منتقدان سينمايي، جايزه يكي از برترين بازيگران سي سال سينماي پس از انقلاب را روي صحنه از دستان محمدباقر قاليباف، محمد خزاعي و محمدرضا جعفريجلوه گرفت و با ابراز تشكر، صحنه را ترك كرد.

+ نوشته شده در یکشنبه 30 تیر1387ساعت 7:20 قبل از ظهر  توسط ***@H@mid Rez***
|
امشب شب مهتابه ؛ (پايان فيلمبرداري و آغاز تدوين)

«محمدهادي كريمي» كارگردان فيلم «امشب شبمهتابه» اظهار داشت: پس از پايان فيلمبرداري بخشهايي از اين فيلم در شهر شيراز، تدوين اين فيلم بهزودي توسط «حسن ايوبي» آغاز خواهد شد.
فيلمبرداري اين فيلم تهران، شمال كشور و شيراز انجام شده است.
«مهوش افشارپناه» و «آرش تاجتهراني» آخرين بازيگراني بودند كه به اين فيلم پيوستند.
«امشب شب مهتابه»،دومين فيلم محمدهادي كريمي در مقام كارگردان است و به اختلاف نگاه سه نسل ميپردازد و «دانيال عبادي» در آن نقش يك ستاره موسيقي را بازي ميكند كه هرگز موفق به خلق يك اثر ماندگار نشده است.
«امشب شب مهتابه» از يكي از آهنگهاي «علي اكبر خان شيدا» با همين نام گرفته شده است.
به گزارش فارس،اسامي كامل عواملي كه در توليد اين فيلم همكاري دارند، عبارتند از:
نويسنده و كارگردان: محمدهادي كريمي،مدير فيلمبرداري: محمود كلاري،مدير توليد: محمد شايسته،آهنگساز و خواننده ترانهها: احسان خواجه اميري،صدابردار: آرش برومند،طراح چهرهپردازي: امير ترابي،طراح صحنه و لباس: سارا سميعي،دستيار اول كارگردان و برنامهريز: بهمن گودرزي،مدير تداركات: فرخ روح افزا،منشي صحنه: مژده كارگر،دستيار اول فيلمبردار: منصور ظهوري،گروه فيلمبرداري: محمدرضا مير كياني، فرهاد كريمي، حميدرضا احمدي، دستيار صحنه و لباس: سياوش ديداري، سجاد عسگرخاني،اجراي گريم: اميد شمس، ترگل نيك رو،دستيار صدا: ميثم يارديلو،حمل و نقل: محمد شاهسواري ، فرهاد تيموري، عليرضا نوكيان،سينه موبيل: ايرج قاسميان،خدمات: عزيزالله شفيعي، خه بات ضرغام پور،روابط عمومي: پروانه اندك رنج،امور مالي: مژده باقي،پشتيباني : احمد مختاري، علي شهرستاني، حسين عليپور، عارف نصرالهي و بازيگران: مهناز افشار، دانيال عبادي،امير حسين آرمان، ايمان حضرتي، شيوا خنياگر، مهوش افشارپناه و آرش تاج. تهيه كننده: مرتضي شايسته، محصول هدايت فيلم 1387.
+ نوشته شده در شنبه 15 تیر1387ساعت 3:7 بعد از ظهر  توسط ***@H@mid Rez***
|
فیلم ولکری ِ تام کروز بار دیگر جنجال آفرید

تریلر جنجالی "ولکری" با بازی ستاره فیلم "تاپ گان" به نقش قهرمان ملی آلمان که نمایش آن دو بار به تعویق افتاده، این بار به خاطر یک عکس با مشکل مواجه شد.
اسوشیتدپرس اعلام کرد هفته پیش مطلبی در وبسایت سینمایی Slate.com منتشر شد که در آن آمده بود استودیو یونایتد آرتیستس تهیهکننده فیلم، عکس واقعی سرهنگ کلاوس شنک گراف فن اشتوفنبرگ افسر آلمانی و طراح ترور هیتلر را طوری دستکاری کرده که کاملا شبیه کروز باشد.
این مطلب با عنوان "معمای تام کروز: قضیه عکس تبلیغاتی دستکاری شده" روز 17 ژوئن منتشر شد و در آن دو عکس منتشر شده به دقت مورد بررسی قرار گرفت، اما منبع عکسهایی که در این مطلب مورد استناد قرار گرفت یکی نبود.
دیوید پولتس سردبیر مجله اینترنتی Slate پس از تماس مسئولان خبرگزاری آسوشیتدپرس، منبع عکس اصلی اشتوفنبرگ، با اذعان به اشتباه این وبسایت و تصحیح آن گفت: ما تحقیقات لازم را درباره منبع این عکس انجام ندادیم.
یونایتد آرتیستس پارسال دو عکس تبلیغاتی کنار هم را منتشر کرد تا توجه عمومی را نسبت به شباهت زیاد افسر آلمانی و کروز جلب کند. در این تصاویر سیاه و سفید اشتوفنبرگ و بازیگر نامزد اسکار به صورت نیمرخ و با یک ژست مشابه دیده میشوند.
کیم مسترز نویسنده مقاله اینترنتی "معمای تام کروز" در مطلب خود عکسی را که یونایتد آرتیستس از اشتوفنبرگ منتشر کرد با عکس آرشیوی آسوشیتدپرس مقایسه و به نظرات سه نفر از طراحان Slate نیز استناد کرده است. عکس آسوشیندپرس روشنتر است و کمتر به کروز شباهت دارد، در حالی که عکس یونایتد آرتیستس تیرهتر بوده و کنتراست بیشتری دارد.
پلوتس گفت: ما باید دیگر منابع آرشیوی را نیز جستجو میکردیم. ما نمی دانستیم منبع عکس یونایتد آرتیستس کجاست، اما مشخص است در آرشیو گتی ایمیجز نسخهای از عکسی که آنها استفاده کردهاند وجود دارد.
کریس مکواری یکی از فیلمنامهنویسان و تهیهکننده فیلم "ولکری" دیروز در بیانیهای گفت: عکسی که یونایتد آرتیستس از سرهنگ اشتوفنبرگ منتشر کرد، به راحتی در اینترنت پیدا میشود. مکواری که در 1996 برای فیلم "مظنونین همیشگی" برنده اسکار شد، افزود این عکسها نشان میدهد تام کروز را میتوان خیلی راحتتر به اشتوفنبرگ تبدیل کرد تا مثلا یک دکتر.
"ولکری" داستان واقعی سرهنگ کلاوس شنک گراف فن اشتوفنبرگ افسر آلمانی با بازی کروز و همراهان اوست که 20 ژوئیه 1944 در جایی که آن زمان بخشی از پروس شرقی بود، سعی کردند هیتلر را ترور کنند، اما نقشه آنها با شکست مواجه شد. او و یارانش دستگیر و به جوخه اعدام سپرده شدند.
دولت ٱلمان ابتدا به گروه فیلمبرداری اجازه کار در بندلر بلاک را نداد که نقشه ترور در آنجا اجرا و عاملان حمله به هیتلر همان جا اعدام شدند. آن زمان گفته شد احتملا عضویت کروز 45 ساله در کلیسای ساینتولوژی که دولت آلمان آن را بیشتر به عنوان فرقهای سودجو میشناسد، در این تصمیم گیری موثر بوده است.
بعضی از صحنههای گرفتهشده در بندربلاک از بین رفت و به ناچار از نو فیلمبرداری شد. اوت پارسال نیز ده نفر از هنروران فیلم در جریان فیلمبرداری یک سکانس از پشت کامیون افتادند و زخمی شدند. "ولکری" را برایان سینگر سازنده فیلمهایی چون "مظنونین همیشگی" و "افراد ایکس" کارگردانی کرده است.
کنت برانا، بیل نای و تام ویلکینسن دیگر بازیگران این فیلم هستند که ابتدا قرار بود چهارم ژوئیه امسال به نمایش درآید، اما مسئولان مترو گلدوین مهیر توزیعکننده فیلم به خاطر همزمان شدن نمایش آن با اکران تریلر "تحت تعقیب" با بازی آنجلینا جولی، تصمیم گرفتند نمایش فیلم خود را تا سوم اکتبر به تعویق بیندازند.
آوریل پیش مترو گلدوین مهیر بار دیگر تاریخ نمایش این فیلم را به تعویق و این بار به 13 فوریه 2009 موکول کرد که همزمان با تعطیلات هفته روسای جمهور آمریکاست. "ولکری" دومین تلاش کروز و پولا واگنر شریک تهیهکننده او برای احیاء استودیو یونایتد آرتیستس است. "شیرها برای برهها" فیلم قبلی آنها با بازی کروز و به کارگردانی رابرت ردفورد تنها 30 میلیون دلار فروش داشت.
+ نوشته شده در شنبه 15 تیر1387ساعت 3:5 بعد از ظهر  توسط ***@H@mid Rez***
|
فیلم كتابخوان

رالف فاينس و كيت وينسلت در «كتابخوان» فيلم جديد استفان دالدري (خالق «ساعتها») نقشآفريني دارند.
«كتابخوان» بخشهايي از داستان زندگي مشترك يك مرد (فاينس) و همسر پيرش (وينسنت) را به تصوير ميكشد.
بنا به اعلام كامينگ سون، سازندگان فيلم «كتابخوان» سعي دارند، اين پروژهي سينمايي را در اوايل دسامبر (اواسط آذر) فصل مراسم اسكار آمادهي نمايش كنند.
وينسنت بازيگر آثاري چون «تايتانيك» در فيلم «كتابخوان» زني است كه سابقهي حضور در بخش نازي ارتش آلمان را دارد و با اجراي يك گريم سنگين دراين پروژه 90ساله به نظر خواهد رسيد.
رالف فاينس، بازيگر آثاري چون «بيمارانگليسي» و «اژدهاي سرخ» نيز، بخشي از تهيهي اين فيلم را برعهده خواهد داشت.
+ نوشته شده در شنبه 15 تیر1387ساعت 2:59 بعد از ظهر  توسط ***@H@mid Rez***
|
اكبر عبدي در لباس سربازي

«محمدرضا ورزي» در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس، در مورد جديدترين پروژه سينمايي خود، گفت: فيلمبرداري «نظام از راست» در ارديبهشت و خردادسال جاري با 75 حلقه نگاتيو به پايان رسيد و امير شاهوردي تدوين اين فيلم را به نيمه رسانده است.
بنا بر اين گزارش، ورزي كه «نظام از راست» اولين كار سينمايي او در فضاي معاصر بهشمار ميرود، در مورد دليل ساخت اين فيلم گفت: وقتي كساني كه كار معاصر ميسازند، به ساخت آثار تاريخي روي ميآورند، گرايش يك فيلمساز با كارنامه تاريخي به فيلمهاي معاصر مسأله عجيبي نيست و من باز هم در سينما كارهاي معاصر را تجربه خواهم كرد.
وي تصريح كرد: اين فيلمنامه از سوي آقاي «حبيبالله كاسهساز» به من پيشنهاد شد و من از ساختار آن خوشم آمد.
ورزي ادامه داد: اين كار ويژگيهاي مثبت زيادي داشت كه من براي تنوع در فضاي كاري خودم تصميم گرفتم آن را به عنوان اولين فيلم خود در فضاي معاصر بسازم.
ورزي در ادامه تصريح كرد: متأسفانه در طول فيلمبرداري اخباري مبني بر توقف اين پروژه منتشر شد كه صحت ندارد و مراحل فيلمبرداري به خوبي انجام شده است.
در «نظام از راست»، «اكبر عبدي» سارقي است كه طي اتفاقاتي جايش با يك سرباز (ميرطاهر مظلومي) تغيير ميكند و ...
به گزارش فارس، پس از پايان فيلمبرداري فيلم «نظام از راست» به كارگرداني «محمدرضا ورزي»، تدوين آن آغاز شده و به نيمه رسيده است.
ساير عوامل «نظام از راست» عبارتند از:
مدير فيلمبرداري: مجتبي رحيمي، صدابردار: مهران ملكوتي، طراح گريم: شهرام خلج، مجريان گريم: محبوبه صديق نيا، ميكائيل ثامني، مدير برنامه ريزي: محسن صادقي نسب، دستيار اول كارگردان: مسعود عجمي، دستيار كارگردان: سعيد مرادي، امير بهرام كاويان پور، منشي صحنه: حسن زماني، طراح صحنه و لباس: محمدرضا ورزي، گروه صحنه و لباس: محمدكاسه ساز (مدير صحنه و دستيار اول) امير دهقاني، رضا اصغري.
اكبر عبدي، ميرطاهر مظلومي، ليلا برخورداري، فريده دريامج، حسن رضياني و برزو تقي نژاد از بازيگران «نظام از راست» هستند.
اين فيلم را حبيبالله كاسهساز به سفارش ارتش جمهوري اسلامي ايران تهيه كرده است.
+ نوشته شده در شنبه 15 تیر1387ساعت 2:55 بعد از ظهر  توسط ***@H@mid Rez***
|
حس پنهان اکران شد

فیلم سینمایی "حس پنهان" ساخته مصطفی رزاق کریمی از روز چهارشنبه پنجم تیرماه در 11 سینمای تهران و 36 شهرستان دیگر به نمایش عمومی درآمد.
غلامرضا فرجی مدیر پخش سازمان توسعه سینمایی سوره درباره اکران "حس پنهان" گفت: این فیلم در سینماهای آزادی، صحرا، بهمن، فرهنگ 2، فلسطین، مرکزی، شاهد، تهران، جمهوری، دهکده، جی و سه فرهنگسرا به نمایش درآمد و همزمان در 36 شهر نیز اکران خواهد شد.
وی درباره تبلیغات این فیلم افزود: تیزر "حس پنهان" را امیرشیبان خاقانی ساخته که پخش آن از روز پنجشنبه در شبکههای تلویزیونی آغاز خواهد شد. تبلیغات مطبوعاتی، اینترنتی و نصب بیلبوردهای فیلم نیز از چهارشنبه و پنجشنبه در سراسر کشور شروع میشود.
"حس پنهان" در بخش فیلمهای اول جشنواره فیلم فجر 86 به نمایش درآمد و در بخشهای بهترین فیلم اول و بهترین بازیگر نقش مکمل زن نامزد دریافت جایزه بود، در خلاصه داستان فیلم آمده است: این فیلم قصه زمانه ماست، زمانهای که در غفلت، دیگران برایمان تصمیم میگیرند.
محمدرضا فروتن، مهتاب کرامتی، آتیلا پسیانی، شهره سلطانی، حامد بهداد، نیوشا ضیغمی و شیوا بلوریان بازیگران، ابراهیم حاتمیکیا مشاور کارگردان، فریدون فرهودی بازنویس فیلمنامه، فرشاد محمدی مدیر فیلمبرداری و اصغر پورهاجریان طراح جلوههای ویژه "حس پنهان" محصول مشترک دکافیلم و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی هستند.
+ نوشته شده در شنبه 15 تیر1387ساعت 2:51 بعد از ظهر  توسط ***@H@mid Rez***
|
نيكي كريمي روايت را كارگرداني ميكند

اين بازيگر سينما اظهار داشت:اين فيلمنامه «روايت» نام دارد و خودم آن را نوشتم.فعلا در مورد موضوع آن صحبتي نميكنم اما اميدوارم ظرف دو،سه ماه آينده ساخت آن را شروع كنم.
وي تصريح كرد كه موضوع اين فيلمنامه شباهت اندكي با دو فيلم ديگر او،«يك شب» و «چند روز بعد» دارد.
بازيگر فيلمهاي«سارا»،«پري» و «زن دوم» كه به تازگي از بازي در تله تئاتر «خردهجنايتهاي زن و شوهري» فارغ شده، در اين باره گفت:سر فيلمبرداري «دوخواهر» بودم كه بازي در اين تله تئاتر به من پيشنهاد شد،البته صحبتهايي در اين رابطه بود،ولي براي من مهمترين و حرفهايترين نكته،متن كار بود.
«نيكي كريمي» گفت: متن اين نمايش به نظرم بسيار حرفهاي نوشته شده و راجع به زن و مردي است كه درباره غم و شادي و عشق با هم صحبت ميكنند.اينكه اين نمايشنامه دو نفره است، يكي از جذابيتهاي كار بود كه داستان روشنفكرانهاي را روايت ميكرد.
* تجربهاي از بازي تئاتر ندارم ولي بازي بيروني را نميپسندم
وي درباره اين تجربه گفت:ما از همان ابتدا طي صحبتهايي كه با آئيش داشتيم، به اين نتيجه رسيديم كه تئاتري بازي نكنيم.البته من تجربهاي از بازي تئاتر ندارم ولي بازي بيروني را نميپسندم.خوشبختانه اين كار،تله تئاتر بود و مثل تئاتري نيست كه روي صحنه اجرا شود.در اين كار مثل هميشه سعي كردم،نقش را به خودم نزديك كنم كه به هر حال اين من بودم كه اين نقش را بازي كردم و بازيگر ديگري آن را طور ديگري بازي ميكند.
كريمي با اشاره به پذيرش بازي در اين تلهتئاتر را برشمرد و گفت: من اين كار را به خاطر لذتش پذيرفتم، ضمن اينكه اين كار گروه بسيار خوبي داشت و «فرهاد آئيش» نيز كارگردان بينظيري بود كه هر لحظه همراه گروه بود.
براين اساس، «نيكي كريمي» در تله تئاتر «خرده جنايتهاي زن و شوهري» نوشته «اريك امانوئل اشميت» در كنار «محمدرضا فروتن» به ايفاي نقش پرداخته است.
«فرهاد آئيش» كارگرداني اين تلهتئاتر را كه در شبكه چهار سيما توليد شده، بازي داشته است.
+ نوشته شده در شنبه 15 تیر1387ساعت 2:48 بعد از ظهر  توسط ***@H@mid Rez***
|
"پاتو زمين نذار" اواخر تيرماه آماده نمايش ميشود

«حبيب اسماعيلي» در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس با بيان اين مطلب كه «پاتو زمين نذار» ظرف دو هفته آينده آماده نمايش ميشود،گفت: آخرين مراحل صداگذاري فيلم توسط جهانگير ميرشكاري در حال انجام است و ستار اوركي نيز مشغول ساخت موسيقي كار است .
وي ادامه داد: به محض اتمام مراحل فني و آماده سازي فيلم براي دريافت پروانه نمايش اقدام خواهيم كرد و هرچه زودتر وارد مذاكره با سينماداران خواهيم شد.
اين تهيه كننده درباره استفاده از خواننده براي موسيقي اين فيلم گفت: هنوز تصميم قطعي در اين مورد گرفته نشده و بيشتر روي موسيقي متن فيلم متمركز هستيم. اگر كار ايجاب كند از يك خواننده دعوت خواهيم كرد تا در اين پروژه همكاري كنند.
فيلمنامه «پاتو زمين نذار» را سيروس تسليمي نوشته است كه داستان مردي را به تصوير ميكشد كه از قدرت و وضعيت مالي خوبي برخوردار است، اما يك اتفاق باعث دگرگوني و تحول در زندگي او ميشود.
ايرج قادري، شيلا خداداد، مهرانه مهينترابي، مهدي سلوكي، ميرطاهر مظلومي،سحر ريحاني، حشمت آرميده، شهرام تيموريان در اين فيلم به ايفاي نقش ميپردازند.
+ نوشته شده در شنبه 15 تیر1387ساعت 2:45 بعد از ظهر  توسط ***@H@mid Rez***
|
فیلم "ديوار" جايگزين فیلم "زنها فرشتهاند" ميشود

سيروس تسليمي: آنونس فيلم آماده شده كه از چهارشنبه در سينماهاي نمايش دهنده «ديوار» نمايش داده شود.
وي ادامه داد: به دليل اين كه «زنها فرشتهاند» با آغاز تابستان، نمايش تابستاني دارد، اكران اين فيلم ادامه خواهد يافت و فيلم سينمايي «ديوار»(محمدعلي طالبي) چهارشنبه 2 مرداد ماه و پس از «زنها فرشتهاند» در گروه آفريقا اكران ميشود.
براين اساس،تسليمي پيش از اين آنونس فيلمهايي چون ميكس(داريوش مهرجويي) و نفس عميق(پرويز شهبازي) را ساخته بود.
در خلاصه داستان فيلم «ديوار» آمده است: پدر يك خانواده كه موتورسوار ديوار مرگ است، دچار حادثه ميشود و دختر و پسر او براي گذران زندگي، كار پدر را در پيش ميگيرند.
گلشيفته فراهاني، محمد كاسبي، مهرداد صديقيان و آزيتا حاجيان، منوچهر آذري، ابراهيم آبادي و فرحناز منافيظاهر در اين فيلم ايفاي نقش ميكنند.
+ نوشته شده در شنبه 15 تیر1387ساعت 2:37 بعد از ظهر  توسط ***@H@mid Rez***
|
فیلمبرداری چارچنگولی 10 روز دیگر تمام میشود

فیلمبرداری فیلم سینمایی "چارچنگولی" به کارگردانی سعید سهیلی تا 10 روز دیگر در تهران به پایان میرسد.
به گزارش خبرنگار مهر، گروه تولید "چارچنگولی" هم اکنون در دبیرستان البرز مشغول گرفتن سکانسهایی از این فیلم هستند و تا امروز 80 درصد پروژه مقابل دوربین رفته و طبق برنامه تا 10 روز دیگر کار فیلمبرداری به پایان میرسد. حسن ایوبی هم همزمان کار تدوین را انجام میدهد.
"چارچنگولی" داستان دو بردار دوقلو است که از ناحیه دست به هم چسبیدهاند. این دو هر کدام زندگی و عقاید خود را دارند و این موضوع باعث بروز اتفاقاتی در طول فیلم میشود. جواد رضویان، رضا شفیعیجم، فتحعلی اویسی، بهاره رهنما، رضا فیض نوروزی، مهران رجبی، شهرام قائدی، مینا جعفرزاده، ساعد سهیلی و مژگان بیات بازیگران فیلم هستند.
عوامل تولید "چارچنگولی" عبارتند از تهیهکننده: سهیلی، مدیر فیلمبرداری: حسین ملکی، صدابردار: جهانگیر میرشکاری، طراح صحنه و لباس: عباس بلوندی، طراح گریم: بابک شعاعی، مدیر تولید: میترا احمدی، عکاس: حسن شجاعی، برنامهریز: کامبیز دارابی و سرمایهگذاران: سهیلی و محمد نجیبی.
سهیلی تاکنون فیلمهای سینمایی "چهارانگشتی"، "سنگ، کاغذ، قیچی"، "تارا و تب توتفرنگی"، "مرد بارانی"، "مردی از جنس بلور" و ... را کارگردانی کرده است.
+ نوشته شده در شنبه 15 تیر1387ساعت 2:34 بعد از ظهر  توسط ***@H@mid Rez***
|
فیلم دعوت (حاتميكيا) ، عيد فطر اكران ميشود

فيلم دعوت (ابراهيم حاتميكيا) عيد فطر امسال در گروه سينمايي آفريقا اكران ميشود.
ناصر شعباني مدير شركت پخش فيلم نمايشگران گفت: در جلسه امروز شوراي صنفي نمايش مقرر شد فيلم جديد «ابراهيم حاتميكيا» به عنوان فيلم گروه سينمايي آفريقا در عيد فطر امسال به نمايش در بيايد.
بنا بر اين گزارش، فيلم «دعوت» اثري اپيزوديك است كه ابتدا قرار بود با ساختاري تو در تو ساخته شود اما در نسخه نهايي، به يك فيلم اپيزوديك تبديل شد كه در هر اپيزود، داستان چند خانواده متفاوت، با بحراني مشابه روايت ميشود كه هر كدام از آنها بنا به نگاه خاص خود به اين بحران واكنشهايي از خود بروز ميدهند.
آخرين فهرست عوامل سازنده «دعوت» كه از سوي «محمد پيرهادي» منتشر شده است، به شرح زير است:
مديرفيلمبرداري: تورج منصوري، طراح صحنه و لباس: كيوان مقدم، طراح چهرهپردازي: مهين نويدي، ساخت موسيقي: محمدرضا عليقلي، صدابردار: مهران ملكوتي، دستيار اول كارگردان و برنامهريز: عليرضا شمس شريفي، منشي صحنه: مينا زرپور، عكاس: اسماعيل حاتميكيا، مدير توليد: محمدرضا منصوري، جلوههاي ويژه: عباس شوقي، تدوين مهدي حسينيوند و تهيهكننده: محمدي پيرهادي.
بازيگران: محمدرضا فروتن، مهناز افشار، كتايون رياحي، مريلا زارعي، گوهر خيرانديش، ثريا قاسمي، رضا بابك، سيامك انصاري ، فرهاد قائميان، مجيد مشيري، سارا خوئينيها، سحر جعفر جوزاني، آناهيتا نعمتي، هدا ناصح، نگار فروزنده، نگين صدقگويا و محمدرضا شريفينيا.
+ نوشته شده در شنبه 15 تیر1387ساعت 2:30 بعد از ظهر  توسط ***@H@mid Rez***
|
فیلمبرداری دو خواهر به پایان میرسد

فیلمبرداری فیلم سینمایی "دو خواهر" به کارگردانی محمد بانکی تا آخر هفته جاری در شهر اصفهان به پایان میرسد.
به گزارش خبرنگار مهر، "دو خواهر" نخستین فیلم بلند سینمایی بانکی است که 16 اردیبهشت در اصفهان کلید خورد. علی رشیدی از هفته گذشته تدوین فیلم را آغاز کرده و بانکی قصد دارد آن را بلافاصله پس از پایان یافتن مراحل فنی اکران کند.
محمدرضا گلزار، الناز شاکردوست، نیکی کریمی، حامد کمیلی، بهنوش بختیاری، پوراندخت مهیمن و احمد پورمخبر از بازیگران "دو خواهر" هستند و داستان درباره جوانی کلاهبردار است که همزمان با دو خواهر در چهرههای متفاوت ارتباط برقرار میکند. فیلمنامه را حسین مثقالی نوشته و غلامرضا آزادی مدیر فیلمبرداری بوده است.
بانکی تاکنون بازیگری و تهیهکنندگی آثاری چون "علفهای هرز"، "تهاجم"، "حامی"، "مرد کوچک"، "شاهین طلایی"، "کمینگاه" و ... را در کارنامه خود ثبت کرده است.
+ نوشته شده در شنبه 15 تیر1387ساعت 2:26 بعد از ظهر  توسط ***@H@mid Rez***
|
رقابت 2 فيلمساز براي ساخت پروژه سينمايي با موضوع صدر اسلام

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، از چندي پيش خبرهايي مربوط به توليد فيلمي با موضوع ابوطالب و صدر اسلام توسط محسن علياكبري منتشر شد.اين پروژه كه به موضوع زندگي ابوطالب عمومي پيامبر اكرم (ص)ميپردازد، صدر اسلام را به تصوير خواهد كشيد و قرار است احمدرضا گرشاسبي كارگرداني آن را بر عهده بگيرد.
ابوطالب يكي از پروژههايي است كه 2 سال پيش فيلمنامه آن در بنياد سينمايي فارابي در زمره پروژههاي فاخر تصويب شده است كه توليد آن با حمايت كامل صورت گيرد.
فيلمنامه اين اثر سينمايي در ارديبهشت ماه امسال در بانك فيلمنامه با نام احمدرضا گرشاسبي ثبت شده است.
بر اين اساس، سازندگان اين پروژه، چندي پيش براي انتخاب بازيگر و لوكيشنهاي كار به برخي از كشورهاي عربي سفر كردهاند و با آنها رايزنيهايي داشتند.اما نكته قابل توجه اين است كه با گذشت هشت هفته از درخواست پروانه ساخت براي «ابوطالب»، هنوز اين پروانه صادر نشده است.
شنيدهها حاكي از آن است كه يكي از دلايل اين امر، تمايل فارابي براي حمايت از يكي از فيلمسازان سرشناس است كه ابراز تمايل به ساخت فيلمي درباره پيامبر اكرم (ص) داشته است.اينكه چقدر اين تمايل از طرف اين فيلمساز جدي است، چندان مشخص نيست. اما همين موضوع ظاهرا براي ادامه حمايت از پروژه «ابوطالب» ترديدهايي را در فارابي پديد آورده است.
اين در حالي است كه تهيهكننده اين پروژه حاضر به توليد اين فيلم با هزينههاي شخصي شده است و تنها درخواست صدور پروانه ساخت براي فيلمنامه فوق را دارد.
براين اساس، اين نخستين بار است كه در راستاي توليد يك پروژه سينمايي با موضوع صدراسلام ، چنين رقابتي بوجود ميآيد.
+ نوشته شده در شنبه 15 تیر1387ساعت 2:9 بعد از ظهر  توسط ***@H@mid Rez***
|
تلفن همراه با دوربین 5 مگاپیکسلی عرضه می شود
Sumsong - SGH-G800 (تلفن همراه با دوربین 5 مگاپیکسلی)
سامسونگ، تولید کننده کره ای تلفن همراه اولین تصاویر رسمی تلفن همراه جدید خود را که مجهز به یک دوربین 5 مگاپیکسلی است منتشر کرد.
این تلفن همراه جدید که SGH-G800 نام دارد، مجهز به دوربین عکاسی 5 مگاپیکسلی با زوم اپتیک 3 برابر، فلاش و اتوفوکوس است.
این مدل، یک تلفن همراه سه باند GSM/UMTS/HSDPA با صفحه کلید حرکت از پهلو است و دارای یک صفحه نمایشگر 4/2 اینچی QVGA با 240 در 320 پیکسل است.براساس گزارش کاتاوب، SGH-G800 همچنین دارای یک دوربین "وی جی ای" برای تماس های ویدیویی، بلوتوث و حافظه قابل ارتقا با کارت میکرو اس دی است.
ابعاد این تلفن همراه 5/101 در 52 در 8/18 میلیمتر و وزن آن در حدود 129 گرم است.
منبع:خبرگزاری مهر
+ نوشته شده در جمعه 13 مهر1386ساعت 10:48 بعد از ظهر  توسط ***@H@mid Rez***
|
گلشیفته فراهانی و پدر و مادرش [ June 16, 2007 ]

«یك خانه زیبا،یك خانواده هنرمند و حرفهای واقعی»؛ این كلمهها همه چیزهایی است كه میتوانم درباره این خانه و خانواده بگویم.
خانواده فراهانی در خانهای زندگی میكنند كه به هر گوشهاش نگاه میكنی، یادی از یك نفر یا وسیلهای كه نشانی از یك خاطره باشد، میبینی. فهیمه خانم رحیمنیا زیاد اهل خاطره نیست اما بهزاد فراهانی همیشه در حرفهایش خاطره میگوید و میرود سراغ تاریخ. این خانواده ۳ فرزند دارد؛ شقایق، آذرخش و گلشیفته. اردشیر رستمی، فرزندخواندهشان هم در زندگی، آنها را همراهی كرده است.
شقایق و گلشیفته فراهانی فرزندان بزرگ و كوچك این خانوادهاند كه در سینما حضور آشنایی دارند. آذرخش هم در زمینه موسیقی فعال است. این روزها، آذرخش تنها فرزند خانه است و طبقه دوم را مال خودش كرده. رحیمنیا و فراهانی جوابهای تصنعی و غیرواقعی نمیدهند؛ حرفهایشان واقعی است؛ حرفهایی از زندگی، فرزندان و تئاتر. در پایان گفتوگو خانم رحیمنیا میگوید: «یادمان رفت از نقاشی بگوییم». رحیمنیا علاوه بر اینكه بازیگر تئاتر است، سالهای طولانی است كه نقاشی میكشد.
● بیشتر، خاطره برایتان مهم است یا حالا؟
زیاد به خاطرات فكر نمیكنم؛ یادم هم نمیماند. چیزی در گذشته بوده كه باعث شده امروز این جوری شود. من وقتی ندارم كه به خاطرات گذشته فكر كنم زمان با سرعت عجیبی میگذرد و من عقب میمانم. من سعیام را میكنم تا جایی كه میتوانم عقب نمانم ولی باز عقب میمانم. زمان برای من خیلی زود گذشته.
● شاید خوش گذشته كه فكر كردهاید سریع گذشته!
آنقدر عاشق زندگی بودهام كه گذشت روزها را حس نكردهام. من هنوز خودم را در ۶-۲۵سالگی احساس میكنم.
● چه حسی بوده كه هنوز همراهتان است؟
حس حركت، پویایی، آموختن و مفید بودن و احساس كردن.
● چقدر این حس از درون خودتان بوده، چقدر از خانواده؟
این حسی است كه از درون خودم میجوشد و به بقیه منتقل میشود. دیگران هم كمك كردهاند.
● خسته نشدهاید؟
اصلا. نه حوصلهام سر رفته، نه خسته شدهام.
● روز كلافگی نداشتید؟
اصلا نبوده.
● تفریح هم زیاد میروید؟
چیزهایی كه من با آنها خوشحال میشوم شاید كوچك باشند، اما برای من مهم هستند. مثلا وقتی بهزاد برایم لیموترش میخرد، كه من در خانه لیموترش ندارم؛ همین خیلی مرا خوشحال میكند.
● هیچوقت شده از مسائل مربوط به خودتان خوشحال شوید، جای اینكه فقط برای بقیه خوشحال شوید؟
بیشترین چیزی كه دوست دارم زمانی است كه تئاتر كار میكنم؛ فرقی هم برایم نمیكند كه تماشاچی باشد یا نه. زمان بازی كردن تئاتر، زیباترین لحظه زندگی من است.
● شما با خاطرات زندگی میكنید؟
فراهانی: ما نسلی هستیم كه ۲۰ سال همه نیرویمان را گذاشتیم برای اینكه حاكمیت را عوض كنیم. دوران سختی را گذراندیم؛ خیلی سخت. برای بردن یك نمایشنامه روی صحنه رنج فراوانی میبردیم. با آروزهای روی هم تلنبار شده زندگی كردیم و به آرزوهایمان نرسیدیم. همیشه تداعیها با من راه میروند. از این سالها میگذرم و به كودكیام میرسم. هیچ هنرمندی نمیتواند كودكیاش را كه بخش مهمی از خاطرات است فراموش كند؛ اصلا نشئگی لحظههای كودكی، فراموششدنی نیست؛ آزادی افزون، مهربانی فراوان، مسئولیت و وظیفه كمتر.
● چه چیزی بیشتر از همه شما را به هم پیوند میدهد؟
(رحیمنیا به فراهانی نگاه میكند و لبخند میزند.)
فراهانی: همین؛ لبخندش را دیدی؟ همین لبخند.
رحیمنیا: هدف زندگی ما مشترك است. چیزهایی كه دوست داریم مشترك است اما روشهایمان فرق دارد.
● غیر از كار.
رحیمنیا: مسئله كار نیست. ما بیشتر برایمان رشد فرهنگی و انسانیت مهم است؛ هم برای خود ما، هم اطرافیانمان. من بیشتر معتقد به دیده شدن هستم تا تئوری و حرفزدن. محبت هم دیدنی است.
● نقش بچهها در این رابطه چه بوده؟
این پیوند را بیشتر از همه بچهها حفظ كردند. من نمیدانم جاهای دیگر دنیا چهجوری است اما اینجا یك مسئله را تجربه كردهام؛ حداقل در هر خانواده یك نفر باید از حق خودش بگذرد تا خانواده حفظ شود.
● و این فرد مادر است؟
اولین قربانی همیشه مادر است.
● برای شما هم این اتفاق افتاد؟
صددرصد. من خودم را ندیدم و هیچی نخواستم. من همیشه رنج بردم از اینكه چیزهایی كه دوست داشتهام انجام دهم، انجام ندادهام؛ این رنج همیشه با من بوده به طوری كه آگاهانه كاری كردم كه شقایق قربانی نباشد. بعد دیدم این كار در اجتماع بهش لطمه زد.
● اشتباه كردید؟
نه، اشتباه نكردم. من بچههایم را آزاد بزرگ كردم؛ بچههایی خلاق. اما به درد زندگی محدود نمیخورند.
● از كی احساس كردید در زندگی محو شدهاید؟
این را حس نكردم، زندگی با من چنین كرد.
● از لحظه ورود بچهها؟
از لحظهای كه شقایق در من زاده شد. من را برای بارداری كنار گذاشتند. من نمیخواستم حذف شوم، ولی شدم. همین یك مسئله پیچیده است. من زمان را از دست دادم و اتفاقی كه باید برایم بیفتد، نیفتاد. من گلی را در جای خودم میبینیم و از این مسئله خیلی خوشحالم. این خوشحالی ۲ وجه دارد؛ یكی برای شخص گلی، یكی هم برای تجربههایی كه باید میكردم و نشد. خیلی چیزها هم شقایق باید به دست میآورد كه نشد. امیدوارم شرایطی به وجود آید كه شقایق هم به خواستههایش برسد او دختر بسیار خلاق و هنرمندی است گرافیست و طراح خوبی هم هست و زمینه خوبی برای كارگردانی دارد.
● چقدر این رنج را میدیدید؟
فراهانی: چیزی كه بر سر فهیمه آمد، ممكن است دلایل كوچكی درون خانواده داشته باشد اما بیشتر مسئلهاش به بیرون مربوط میشود؛ وقتی فهمیدند باردار شده از كار اخراجش كردند.
● چه سالی بود؟
۵۱. وقتی فهیمه اخراج شد، تنها راه زندگی، كوچ كردن بود. ما قرار گذاشته بودیم كه ادامه تحصیل بدهیم. خودم هم میخواستم بدانم جهان چطوری است. وقتی دگرگونی در این ملك احساس شد برگشتیم. یادم است تا سال۶۲ من را در تئاتر شهر راه نمیدادند. ما را از جامعه تئاتری كنار گذاشتند. ما رفتیم تئاتر پارس كار اجرا كردیم. بعد دیدیم هیچ كاری نمیتوانیم بكنیم. گفتیم بچهدار شویم. خوشبختانه تولد آذرخش و گلی روح تازهای به زندگیمان بخشید. آن سالها در موسسه نشر، كار ویراستاری و ترجمه انجام میدادم.
● با وجود فقر بچهدار شدید؟
ما همیشه امیدوار بودیم شرایط بهتر شود. سختكوشی من در حدی بود كه دور از چشم فهیمه از شهری به شهر دیگر مسافر میبردم. در همین حال در زیرزمین یك خانه ساكن بودیم كه نه حق داشتیم موسیقی كار كنیم، نه حق داشتیم آواز بخوانیم. از یك سو فهیمه هنر را از دست داده بود، از سوی دیگر فقر فشار میآورد و از طرف دیگر در یك زیرزمین زندگی میكردیم.
● پس بچه برای شما فراتر از حضور بچه در یك زندگی معمولی بود؟
بله.
● چرا در فرانسه نماندید؟
چه فایده داشت؟ من از مهاجرت متنفرم.
رحیمنیا: بحث تنفر نیست.
فراهانی: من از غربتنشینی متنفرم.
رحیمنیا: میشد یك زندگی راحت در بعضی كشورها داشت اما چیزی كه در زندگی ما را خوشحال میكند، رابطه ما با اطرافیانمان است. فرانسه كه بودیم شب تا صبح خواب ایران را میدیدیم؛ خواب دوستها و آشناهایمان را. همه چیز زیبا بود اما به ما تعلق نداشت و ما به آنجا تعلق نداشتیم.
● سهمی از خودتان آنجا نداشتید؟
رحیمنیا: خیلی خوب بود اما احساس كردیم زندگی ما موقتی است. زندگی اصلی ما درایران جریان دارد.
فراهانی: بعد هم كه برگشتیم مدارك فهیمه را بردم برای استخدام ولی استخدامش نكردند.
رحیمنیا: فرض كن استخدام هم میكردند؛
۲ تا بچه داشتم؛ با وجود بچهها نمیشد كار كرد. مسئولیت بچه ها خیلی سنگین است. باید آگاهانه آنها را تربیت كرد.
● این تربیت آگاهانه باعث شده كه ۳ فرزند متفاوت داشته باشید؟
بچهها وقتی به دنیا میآیند، هر كدام ذات خودشان را دارند. پدر و مادرها هم، هر چقدر به جلو میروند به خاطر تغییر آگاهی خودشان، رفتارشان عوض میشود. بچههای اول همیشه قربانیاند. كمكم پدر و مادرها یاد میگیرند اشتباهاتشان را تصحیح كنند. من در حالی كه بچهها را شیر میدادم، دست دیگرم كتاب بود تا درباره آنها بخوانم. هم رفتار ما با آنها تفاوت داشت هم جامعه.
● ظاهرا این میان شرایط شقایق با بقیه متفاوت است.
شقایق، حاصل تضاد است. ۲ سالش بود كه رفتیم فرانسه. بعد برگشتیم ایران. بعد انقلاب شد. ۱۶ سالش بود كه رفت آلمان، استرالیا و آمریكا. آذرخش و گلی بچههای انقلابند.
● تضاد در خانوادهتان هم بود؟
بله، بهزاد از جامعه روستایی بود، من شهری. تضاد اول در خانوادههها بود. با شناخت از هم، این تضاد كمتر شد.
● فضای نوجوانی شما با فضای نوجوانی فرزندانتان متفاوت بود؟
رحیمنیا: من وقتی با بهزاد ازدواج كردم دانشجوی دانشكده هنرهای تزئینی بودم. تا آن موقع به تئاتر هم نرفته بودم. هیچكس موافق كار تئاتر من نبود ولی شرایطم به گونهای بود كه با وجود مخالفتها جلو رفتم. پدرم ایران نبود و من با مادربزرگ و خالهام زندگی میكردم. من رفتم، چون دلیل كارم را میدانستم.
● آنجا با هم آشنا شدید؟
بله. در گروه هنر ملی با هم آشنا شدیم. یك سال طول كشید تا تصمیم گرفتم با بهزاد ازدواج كنم. او خیلی متفاوت بود اما همه بهشدت مخالف بودند. پدرم گفت یا بهزاد را انتخاب كنم، یا آنها را. من كه به انتخاب خود اطمینان داشتم بهزاد را انتخاب كردم و مطمئن بودم كه آنها هم روزی متوجه حقیقت خواهند شد.
● وقتی آقای فراهانی را انتخاب كردید، رابطهتان با خانوادهتان چه شد؟
تا وقتی شقایق به دنیا آمد، با ما رابطه نداشتند. وقتی شقایق به دنیا آمد و دیدند ما زندگی خوبی داریم، نظرشان عوض شد.
● پس برای ازدواج، منطقی فكر نكردید؟
من با عشق ازدواج كردم.
● اشتباه نكردید؟
نه، من زندگی سختی را گذراندم. زندگی با بهزاد آسان نیست، چون آدم متفاوتی است و اگر شناخت درستی از شخصیتش نداشته باشی، زندگی برایت سخت میشود. بهزاد به اصولی كه به آنها معتقد است، بسیار پایبند است.
● چه اصولی؟
اصول اخلاقی و انسانی.
● ظاهرا نظم خانه را شما حفظ میكنید؟
بله، ولی شاید ویژگی مثبتی نباشد. من به نظم معتقدم. سعی كردم این نظم را به بچهها هم آموزش دهم. درباره گلی موفق بودم. وقتی گلی به دنیا آمد از بهزاد خواستم دخالتی در تربیتش نكند.
● این نظم به تربیت خودتان برمیگشت؟
از بچگی طوری بزرگ شدم كه تابع نظم بودم. با ازدواج با بهزاد كمكم این حالت در من متعادل شد.
● سهم شما در تربیت بچهها چه بود؟
فراهانی: در سالهایی كه فرصت كار نداشتیم، شبها با آذرخش و گلی میرفتیم در كوچه پسكوچههای یوسفآباد قدم میزدیم. سعی میكردم علاقه به ادبیات و هنر را در وجود آنها بكارم.
● چهجوری؟
برایشان قصه میگفتم، خاطره تعریف میكردم.
● همبازی بچهها نبودید؟
فكر كنم من اینقدر كه با گلی، آذرخش و اردشیر فوتبال بازی كردم، هیچ پدری بازی نكرده.
رحیمنیا: و قایم موشك.
فراهانی: من و گلی یك طرف میایستادیم، آذرخش و اردشیر طرف دیگر.
● چرا حرفهاتان درباره بچهها را با شقایق شروع نكردید؟
شقایق در شرایط خاصی بزرگ شد. چیزی كه من به بچههایم یاد دادم، سختكوشی، كمی غرور، یك كمی دشمنشناسی و عشق به مردم است. هرگز هم نگذاشتم هنردوستی در آنها بمیرد.
● هیچ وقت احساس نكردید كه كم وقت گذاشتهاید؟
نه، یكی دو تا اشتباه تاریخی این وسط پیش آمد ولی من تلاشم را كردم. ما شقایق را به عشق آموختن كارگردانی حركات موزون به آلمان فرستادیم تا بعد به چكسلواكی برود و درس بخواند. وقتی به آلمان رفت، تنشهای اتحاد جماهیر شوروی و چكسلواكی شروع شد. او دیگر نمیتوانست به چكسلواكی برود. خاله شقایق پیشنهاد داد او به استرالیا برود. شقایق به استرالیا رفت، بعد هم آمریكا. سرنوشت شقایق هی عوض میشد. او باید میرفت چكسلواكی درس میخواند ولی نشد.
● به شانس اعتقاد دارید؟
نه.
● فكر نمیكنید شقایق بدشانس بوده؟
وقتی میگویید شانس، احساس میكنم به ساحت مقدس انسان توهین میكنید.
● شما به تراژدی اعتقاد ندارید؟
تحلیل من از تراژدی، به معنی سرنوشت نیست.
● شما چطوری وارد این حرفه شدید؟
شرایط خیلی پیچیدهای بود. من پدرم تعزیهخوان بود؛ نقش امام را میخواند. از ۵سالگی در تعزیه بودم.
● وقتی وارد حرفه تئاتر شدید، طرد نشدید؟
نه، من ۱۷سالم بود كه در رادیو و تئاتر كارم را شروع كردم؛ تئاتر را با سركیسیان شروع كردم. پدر و مادرم در روستا زراعت میكردند. اینجا با داییام بودم. بعد از مدتی داییام را هم ترك كردم. آدم مستقلی بودم.
رحیم نیا: خانواده بهزاد دوست نداشتند او وارد این كار شود.
فراهانی: پدرم میگفت یا معلم شو یا سرهنگ.
● شما چطوری وقت بچهها را پر میكردید؟
رحیمنیا: روی میز ما همیشه پر از مداد و رنگ و كاغذ، قیچی، چسب و دفتر نقاشی بود. چیزی كه این میان خیلی مهم بود، مطالعه بود. وقتی بچهها كوچك بودند برایشان كتاب میگرفتم و با هم میخواندیم. عاشق كتاب بودند. آذرخش وقتی كمی سنش بیشتر شد برای خودش كتاب میخرید و داستان مینوشت. اولین بار كه داستانهایش را خواندم، از شوق گریه كردم.
● دوست داشتید بچهها چهكاره شوند؟
خیلی فكر نكردم؛ فقط سعی داشتم خلاق باشند.
● دوست نداشتید گلی موسیقیدان شود، نه بازیگر؟
اولش ناراحت بودم، چون خودم تجربه بدی از بازیگری داشتم؛ دوست نداشتم او اذیت شود...
فراهانی: كسی با مخالفتت جنگید؟
رحیمنیا: شقایق گلی را به سمت بازیگری سوق داد. بازیگری آنقدر جذاب است كه وقتی وارد شوی، ماندگارش میشوی. خودش میگوید كار موسیقی را هم ادامه خواهد داد.
فراهانی: برای دل تو نمیگوید؟
● بین بچهها فرق هم گذاشتهاید؟
رحیمنیا: فرق نه. من آرزو دارم بچههایی كه هنوز نتوانستهاند خلاقیتشان را نشان دهند، زمینه بروز استعدادشان برایشان فراهم شود.
فراهانی: برای من بچهها با هم هیچ فرقی ندارند؛ هیچكدامشان هم به نظرم موفقتر از بقیه نبودهاند. شقایق در شرایط جنگ گلادیاتوری زندگی كرد و هنوز سرپاست. كار آذرخش هم واقعا خوب است.
بچههای من هر كدام در شرایط متفاوت اجتماعی بزرگ شدند. گلی به نسبت، شرایط آرامی را تجربه كرد. آذرخش در جنگ بزرگ شد. شقایق هم زندگی پیچیدهای داشت.
رحیمنیا: گلی شخصیتش به گونهای است كه مرتب به آدم ابراز علاقه میكند. در شدیدترین گرفتاریها باز به ما زنگ میزند، پیغام میگذارد، به دیدنمان میآید ونسبت به ما احساس مسئولیت میكند.
فراهانی:گاهی گلی یادداشتهایی برایم میگذارد كه تنم میلرزد. یادم است یكبار ۴۰ تا قلب روی كاغذ كشیده بود و نوشته بود «بابا دوستت دارم». ابراز محبت شقایق و آذرخش به شكل دیگری است. من گاهی در وجود آذرخش محبتهای پیچیده، خاص و عمیق دیدهام كه در كس دیگری ندیدهام. احساسهای شقایق هم خاص خودش است. گاهی چیزهایی از شقایق میبینم كه یاد ۱۸سالگی خودم میافتم. من از موفقیت گلی همانقدر خوشحال میشوم كه از موفقیت هر بازیگر دیگری هم خوشحال میشوم. موفقیت گلی برای من همانقدر دوست داشتنی است كه موفقیت باران كوثری یا ترانه علیدوستی.
● ازتان گله هم میكنند؟
رحیمنیا: خیلی زیاد. اگر پای حرفهای آنها بشینید فكر میكنید ما بدترین پدر و مادر دنیا بودهایم. گاهی اطرافیان به ما یادآوری میكنند كه خیلی هم پدر و مادر بدی نبودهایم.
فراهانی: بگذارید یك مثال بزنم؛ یادم است آذرخش كوچك بود. یك دوچرخه داشت كه ۳ساعت با آن دور حیاط چرخ میزد. وقتی بزرگتر شد، تقاضای دوچرخه بزرگی كرد. ما نمیتوانستیم برایش دوچرخه بگیریم.
● رحیمنیا: داشتیم، بهزاد به یك دلیل دیگر دوچرخه نگرفت.
فراهانی: آن موقع یوسفآباد زندگی میكردیم؛ خیابانهای پرشیب با تقاطعهای وحشتناك. اگر برای آذرخش دوچرخه میگرفتم، حتما در آن خیابانها میمرد.
رحیمنیا: اشتباه بهزاد این بود كه به آذرخش دلیل نگرفتن دوچرخه را نمیگفت و هی میگفت میخرم.
● شما بیشتر، بچهها را بیرون مدرسه به كلاسهای مختلف مشغول میكردید؟
بچهها را خیلی كلاس میگذاشتم. دكتر امیرحسین آریانپور محبت كردند و درباره آموزش بچهها با من صحبت كردند. او به من گفت فرصت تجربه كردن محیط بیرون را برای بچهها فراهم كن. برای من مهم نبود كه معدل كل ۱۸شود یا ۲۰؛ مهم این بود كه چیزی یاد بگیرند. آنها را به تئاتر،سینما،نمایشگاههای نقاشی، موزهها، پاركها و طبیعت میبردیم كاری كا مادرها امروز كمتر برای بچههایشان انجام میدهند و سام، نوه عزیز ما هم از این جریان مستثنا نیست.
● به این ترتیب آداب مدرسه برای بچهها سخت نبود؟
فراهانی: بعضی وقتها بوده، گاهی نبوده.
رحیم نیا: درباره آذرخش خیلی اذیت شدم. وقتی از مدرسه به خانه میآمد؛ میدانستم خانه، تنها جایی است كه او میتواند خودش را خالی كند. گلی هم خیلی با من همراهی میكرد؛ در خانه منفجر میشد. طبعا باتوجه به روابط پدر و پسری، با پدرش هم خیلی حرف نمیزد. به همین ترتیب انفجارهای پدرش هم در خانه بود.
● به خاطر بچهها رابطهتان تخریب نشد؟
در یك دوره زمانی شد. من با تمام وجود با بچهها بودم. آن موقع زندگیام لطمه زیادی دید.
● بعد ترمیم شد؟
رحیم نیا: تا حدود زیادی بله.
● اول گفتید بچهها تأثیر مثبت گذاشتند، حالا میگویید منفی!
من میخواستم بچهها سالم و آزاد بزرگ شوند؛ این سخت بود.
فراهانی: روابط عاطفی انسانها در دورههای مختلف، متفاوت است.
ازلیت یك رابطه وقتی تثبیت شد مسائل كوچك پیش میآید. شاید گاهی درگیری پیدا شود ولی مهم نیست. من به این معنا رسیدهام كه تا ابد با این بانو زندگی كنم. یكبار به دلیلی در حمام بیهوش شد، اگر نرسیده بودم سرش به وان میخورد. من عزیزان زیادی را از دست دادهام ولی وقتی فهیمه بیهوش شد تازه فهمیدم اگر نباشد چه بلایی سرم میآید.
● اگر یك روز یكی از بچهها بیاید خانه و بگوید كسی را اتفاقی كشته، چكار میكنید؟
فراهانی: خودم را به جایش معرفی میكنم.
● فداكاری؟
نه، این حركت یك پدر است؛ یك پدر واقعی و معمولی.
آذر اسدی كرم - همشهری آنلاین
+ نوشته شده در شنبه 31 شهریور1386ساعت 5:14 قبل از ظهر  توسط ***@H@mid Rez***
|
جستجوي ترانه ها با آواز خواندن
midomi سايتي براي جستجوي ترانه هائي از خوانندگان است.
براي جستجو شما ميتوانيد قسمتي از ترانه خواننده مورد نياز را بخوانيد تا موتور جستجوي اين سايت آن ترانه و نام خواننده و نام ترانه را براي شما بيايد.
اين بانك ترانه توسط صداي اعضاي سايت به تدريج كامل ميشود.
براي ضبط قسمتي از ترانه اي از يك خواننده با صداي خود در ابتدا در اينجا ثبت نام كنيد تا يك اكانت به نامتان باز شود.
براي ثبت نام به ترتيب در كيس ها :
ادرس ميل
يوزر نيم
پسورد
پسورد (تايپ دوباره پسورد براي تائيد ان)
تيك زدن سن يعني
كمتر از 13 سال
13 تا 18 سال
بيشتر از 18 سال
تايپ كد نوشته شده در داخل كيس مقابل ان
تيك زدن پذيرفتن قوانين
تيك زدن كانكت ماندن
و بالاخره كليك روي ايكن خاكستري ثبت نام.
**توجه داشته باشيد كه براي كمتر از 13 سال ضبط صدا بدون اجازه والدين ممنوع ميباشد**
بعد از ثبت نام وارد اكنت خود خواهيد شد كه با كليك روي ايكن نارنجي ميتوانيد جستجوي ترانه كنيد.
اگر پنجره اي باز شده و Flash Player براي ميكروفن اجازه خواست موافقت كنيد و سپس در ميكروفن قسمتي از ترانه مورد نظر را كه به دنبال ان هستيد بخوانيد.
يك ليست از ترانه هائي كه با نت هاي شبيه اوازي كه شما خوانده ايد نمودار خواهد شد كه در بين انها ترانه خود را يا پيدا ميكنيد و يا نميكنيد.
در صورتيكه ترانه مورد نظر را پيدا نكرديد ميتوانيد خود قسمتي از ان ترانه را خوانده و به بانك ترانه ها اضافه كنيد.
فراموش نكنيد كه بعدابا كليك روي لينك در بالاي صفحه ديسكانكت شويد.
در صورتيكه مايل به ضبط ترانه اي با صداي خود براي بانك ترانه ها نيستيد, ميتوانيد فقط در بانك ترانه ها جستجو كنيد.
براي جستجو اينجا كليك كرده و سپس براي جستجو با خواندن قطعي از ترانه مورد نظر روي ايكن نارنجي بالاي صفحه كليك كنيد.
فراموش نكنيد كه به فلش پلير اجازه دهيد و سپس قسمتي از اواز و يا نت انرا را بخوانيد.
ليستي از نام ترانه هائي با نتهاي شبيه نمودار خواهد شد. كه ميتوانيد براي شنيدنشان روي لينك انها كليك كنيد.
و يا باز هم در اينجا ميتوانيد بدون اواز خواندن ترانه مورد نظر را جستجو كنيد. اسم ترانه يا خواننده و يا هر دو درداخل كيس و سپس روي ايكن زرد رنگ بغل كيس كليك كنيد.
ليستي از ترانه هاي خواننده اي كه نام او را تايپ كرده ايد را خواهيد يافت.
اگر ترانه مورد نظر را در تمام صفحات اين ليست نيافتيد روي لينك پائين صفحه كليك كنيد.
سپس به ترتيب در داخل كيس ها :
نام خواننده
نام ترانه
سبك موزيك
را تايپ كرده و سپس
روي ايكن Sign it كليك كنيد.
سپس ايميل و پسورد خود را در كيس هاي بالاي صفحه تايپ كرده و روي ايكن بغل كليك كنيد.
براي ديدن ويديو توضيحات به انگليسي اينجا كليك كنيد.
براي ازمايش ميكروفن خود اينجا كليك كنيد.
اگر Adobe Flash Player اجازه خواست موافقت كرده و بعد روي ايكن بزرگ سبز رنگ كليك كنيد.
***دوستان اين سايت جستجوي ترانه ها بين المللي ميباشد و ميتوانيد ترانه هاي ايراني را با صداي خود به بانك اين سايت اضافه كنيد (اگر يك عده از دوستان همت كنن و اينكارو بكنن بد نيست)***
+ نوشته شده در شنبه 12 خرداد1386ساعت 10:17 بعد از ظهر  توسط ***@H@mid Rez***
|

شکم این مرد که سانجو باگات نام دارد بطور ناگهانی ورم کرده و به نظر میرسید گه در حال زایمان میباشد.او که در شهر ناکپوردر هند زندگی می کند میگوید در تمام طول زندگی از شکم متورم و بزرگ خود احساس خجالت و ناراحتی می کرده است، ولی بالاخره یک شب ناراحتی ظاهری او به نگرانی بسیار بزرگتری تبدیل شد و او را به سرعت راهی بیمارستان کردند.
در ابتدا پزشکان فکر می کردند که غده سرطانی بزرگی در شکم باگات وجود دارد بنا براین تصمیم به جراحی و خارج سازی آن از شکم مرد گرفتند. پزشکان فکر می کردند که این تومور به قدری بزرگ است که به دیافراگم وی فشار وارد آورده و تنفس او را با مشکل روبه رو کرده است.
ولی آنها پس از آغاز جراحی متوجه پدیده عجیبی شدند که تا کنون با آن برخورد نداشتند، بعد از شکافت عمیق شکم مرد یک گالن حاوی مایعات در شکم او پاره شد و سپس اتفاق بسیار عجیبی رخ داد که حیرت همگان را برانگیخت. پزشکان متوجه تعداد بسیار زیادی استخوان در داخل شکم مرد شدند، در ابتدا یک عضو از بدن و سپس عضو دیگری، مقداری مو، یک فک و قسمتهایی از اعضا تناسلی را از شکم مرد خارج کردند.
در داخل شکم باگات یک موجود ناقص وجود داشت که پا و دست کاملا شکل گرفته و کامل با ناخن های بسیار بلند داشت.
در ابتدا به نظر می رسید که این مرد هندی باردار بوده و بچه ای در شکم خود پرورش داده ولی گروه پزشکی بیمارستان هند متوجه شدند که برادر دو قلوی باگات در شکم وی قرار داشته که به تدریج در شکم او رشد پیدا کرده و به قدری بزرگ شده که زندگی او را در خطر انداخته است.
"جنین در جنین" یکی از شگفت انگیز ترین پدیده های پزشکی در دنیا به شمار می آید. جنینی که در درون جنین دیگر قرار دارد از خون دوقلوی خود حتی بعد از تولد همچنان تغذیه می کند تا جاییکه کاملا رشد کند. پزشکان هندی خاطر نشان کرده اند که تا کنون کمتر از 90 مورد جنین در جنین در تاریخ پزشکی در دنیا مشاهده شده است.
+ نوشته شده در یکشنبه 17 دی1385ساعت 7:11 بعد از ظهر  توسط ***@H@mid Rez***
|

در مراسم تشييع پيكر « ناصر عبداللهي » عنوان شد:
ناصر عبداللهي را به قتل رساندهاند !!!
خبرگزاري فارس: پيكر مرحوم ناصر عبداللهي خواننده جوان كشورمان امروز در حالي از مقابل تالار وحدت تشييع شد كه يكي از سخنرانان در مراسم وي مدعي به قتل رسيدن اين هنرمند شد.
به گزارش خبرنگار فارس، در مراسم تشييع پيكر «ناصر عبداللهي» كه با حضور محمد حسين احمدي مديركل دفتر موسيقي و شعر وزارت ارشاد، ديرباز نماينده بندرعباس در مجلس ، هنرمندان و خانواده آن مرحوم و جمع زيادي از علاقهمندان صبح امروز در تالار وحدت برگزار شد، «محمدعلي چاووشي» رئيس صنف شركتهاي توليد محصولات شنيداري با بيان اينكه «عبدالهي» شهيد انديشه علوي است، گفت: او نازنين هنرمندي بود كه بدون ترديد مورد هدايت و حمايت اولياء الهي بود. دوربينهاي شبكه اول سيما براي اولين بار در دهه فجر و در بندرعباس او را به به عنوان يك حادثه هنري شكار كردند و ناشر محترمي براي اولين بار آثار او را روانه گوشهاي مردم نمود. ناصر جوان فرزانهاي بود كه فرصت بسياري براي ارائه آنچه در ذهنش بوده نداشت.«عبداللهي» فرا فرقه بود و خوشا به حالش كه نيالوده به عصيان رفت. متاسفانه دهانهاي آلوده و برخي مطبوعات اتهامات ناروايي به اين مرد بزرگ روا داشتند.
در صورتي كه در زمره هنرمندان و موسيقي دانان جوان كمتر كسي به تديين، پاكي و نجابت او بود.
چاووشي ادامه داد:«عبداللهي» ارادت بسيار به اهل بيت داشت و پارهاي از دشمنان اهل بيت خواستند سيماي او را لكهدار كنند.
وي تصريح كرد: روز قبل از فوت ايشان با «اميدوار رضايي» رئيس كميسيون بهداشت و درمان مجلس به عيادت او رفتيم ايشان ضمن بازبيني تمام آزمايشات تشخيص دادند علت به كما رفتن وي مسموميت نبوده بلكه ضربه خورده است.
چاووشي تاكيد كرد: « ناصر » شهيد انديشه علوي است و حتما دستگاههاي دست اندركار به نمايندگي از اين سيل سرشك و موج عاطفه به خون خواهي او برخواهند خواست و اگر انديشه وهابيت تاب اين صبوري را نداشته است حتما خون او گريبان قاتلان را خواهد گرفت.
زمان مراسم ترحيم « ناصرعبداللهي » :
چهارشنبه 6 دي ماه در مسجد جامع شهرك قدس از ساعت 15 تا 30/16 برگزار ميشود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 4 دی1385ساعت 9:26 بعد از ظهر  توسط ***@H@mid Rez***
|
درگذشت ناصرعبدالهی خواننده خوب کشورمان را به جامعه موسیقی و طرفدارانش وهمه مردم ایران تسلیت عرض می کنم.

آهنگ بسیاربسیار زیبا از اسحاق احمدی به نام " دعای ناصر" که برای ناصرعبداللهی خوانده شده است.
دعای ناصر
من نیز به نوبه خود به جامعه موسیقی پاپ و خانواده آن مرحوم تسلیت عرض میکنم.
+ نوشته شده در پنجشنبه 30 آذر1385ساعت 7:23 بعد از ظهر  توسط ***@H@mid Rez***
|
خداحافظي محسن چاوشی ازموسيقي...!
بازار سوء استفاده از نام محسن چاوشی همچنان داغ است !

خداحافظي محسن چاوشي از موسيقي
محسن چاووشي دوباره به هم ريخته است. اين خواننده جوان و محبوب که هنوز نتوانسته آلبوم مجازي را به بازار پاپ روانه کند ، مي گويد که ديگر قصد خواندن ندارم و مي خواهد با موسيقی پاپ خداحافظي کند! محسن در اين باره مي گويد : ((وقتي که به من مجوز نمي دهند ، خواندن من فايده اي ندارد ! باور کنيد فقط در حال هزينه کردن هستم و هيچ پولي بابت کارهايم دريافت نکرده ام. تصميم گرفته ام ديگر نخوانم و مطمئن باشيد کار جديدي از من نخواهيد شنيد . اگر هم احيانآ کاري از من به گوش علاقه مندان پاپ رسيد ، بدانيد که از گذشته بوده است . در هر صورت آلبوم "متاسفم" آخرين کار من در بازار پاپ است. )) نمي دانم چرا چنين تصميمي گرفته اما در هر صورت اميدوارم اوضاع موسیقي پاپ ما سر و ساماني بگيرد تا همه اينگونه دلزده نباشند.
منبع : مجله همدل - شماره ۱۱
بازار سوء استفاده از نام محسن چاوشي همچنان داغ است
متاسفانه اطرافيان محسن چاووشي هر کاري که از دستشان بر مي آيد براي بدنام کردن اين جوان پر طرافدار انجام مي دهند و بازار سوء استفاده از نام محسن چاووشي همچنان داغ است. قضيه به اين صورت بود که سايتي تحت عنوان "طرفداران محسن چاووشي" قبل از اينکه آلبوم "متاسفم" محسن چاووشي به صورت رسمي پخش شود اين آلبوم را به قيمت ۳۵۰۰ تومان پيش فروش مي کند و الان با اينکه ۳ ماه از پخش اين آلبوم مي گذرد ، همچنان خبري از سي دي هاي ارجينالي که اين سايت بابت آن از مردم پول دريافت کرده نيست.
نمونه ی از فيش پرداختي که يکي از دوستان به سایت ايميل کرده بودند

۳۵۰۰ تومان هر سی دی + ۵۰۰ هزینه پیک (که این دوستمان ۲ سی دی سفارش داده بود)


متاسفم برات ای دل ساده 

+ نوشته شده در دوشنبه 27 آذر1385ساعت 7:20 بعد از ظهر  توسط ***@H@mid Rez***
|
ایتنا - Chronos نام ساعتی جدید است که به جز بیدار کردن شما میتواند فایلهای صوتی مورد علاقهتان را نیز پخش کند و آنها را درون حافظه خود جای دهد.
اگر شما هم جزء آن دسته از کاربرانی هستید که بیدار شدن در صبح زود برایتان مشکل است، زمانسنج Chronos را به شما پیشنهاد میکنیم.
این دستگاه دیجیتالی جدید قادر است فایلهایی با فرمت MP3 را در پخش کند و به شما امکان دهد که در صورت تمایل فایلهای مورد نظر خود را در حافظه آن ذخیره کنید.
Chronos که چهار زنگ مخصوص برای بیدار کردن شما دارد قابلیت پخش برنامههای موج FM رادیو را نیز دارد و قادر به پخش CD نیز است.
قیمت این محصول 182 دلار اعلام شده و قرار است به زودی وارد کشورهای مختلف جهان شود.
توجه: عکس در اندازه واقعیست ، با Save کردن عکس به اندازه واقعیش میشود .
+ نوشته شده در چهارشنبه 8 آذر1385ساعت 7:15 بعد از ظهر  توسط ***@H@mid Rez***
|